السيد علي الحسيني الميلاني

19

گزيدهء ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى)

حسين عليه السلام به توضيح كلام وى مىپردازد و مىگويد : به عقيدهء ابن عربى ، يزيد خليفه است و در حقانيت و شرعيت يك حكومت و خلافت ، بيعت بعضى از اهل حل و عقد ( بزرگان ) كافى است . از طرفى حاكميت يزيد با بيعت صورت گرفته است ؛ چرا كه عدّه‌اى از صحابهء پيامبر صلى اللَّه عليه وآله اين بيعت را پذيرفته و انجام داده‌اند . البته ما در موردى به بيعت اهل حلّ و عقد نياز داريم كه ولايت عهدى يزيد توسّط معاويه صورت نگرفته باشد ، اما با وجود اين ، وقتى معاويه ، يزيد را ولى عهد خود كند ، ديگر موافقت يك نفر از اهل حلّ و عقد نيز شرط نيست . حتى اگر همهء اهل حلّ و عقد هم مخالفت كنند ، اين تعيين جانشينى توسط معاويه براى شرعيت و خلافت يزيد بن معاويه كافى است . « 1 » وقتى اين سخنان ، حاكى از مبنايى ثابت در نزد علماء اهل سنّت باشد ، پس جانشينى يزيد توسط معاويه به تنهايى ملاك حقانيّت و شرعيت حكومت يزيد است و هر گونه قيام بر عليه يزيد باطل است ، هر چند آن كسى كه قيام كرده حسين بن على عليهما السلام باشد ، حسينى كه سيّد جوانان اهل بهشت و فرزند فاطمه است و . . . . پس او به حق به قتل رسيده و قيام او باطل بوده است !

--> ( 1 ) . شرح القصيدة الهمزيه : 271 .